جامعه شناسی تاریخی به قلم‌کارشناس تاریخ امیدآرویش‌
جامعه شناسی تاریخی به قلم‌کارشناس تاریخ امیدآرویش‌

جامعه شناسی تاریخی به قلم‌امیدآرویش‌درباره کاسیان(کاسی)ها برگرفته ازکتاب‌همدان نامه تالیف پرویزاذکایی: اسم دروازه کاسیان درتاریخ نخست بارهم بر قلم پدرتاریخ هرودوت هالیکارناسی قرن پنجم پیش‌ازمیلاد دردوموضع ازتواریخ وی کتاب ۳بند ۱۵۵و۱۵۸‌آمده است.که یکی‌از دروازه های شهربابل بوده است.ضمن توصیف آن شهر برای داریوش یکم هخامنشی هنگام فتح آنجا یاد گردیده است.چنین نماید که این اسم […]

جامعه شناسی تاریخی به قلم‌امیدآرویش‌درباره کاسیان(کاسی)ها برگرفته ازکتاب‌همدان نامه تالیف پرویزاذکایی: اسم دروازه کاسیان درتاریخ نخست بارهم بر قلم پدرتاریخ هرودوت هالیکارناسی قرن پنجم پیش‌ازمیلاد دردوموضع ازتواریخ وی کتاب ۳بند ۱۵۵و۱۵۸‌آمده است.که یکی‌از دروازه های شهربابل بوده است.ضمن توصیف آن شهر برای داریوش یکم هخامنشی هنگام فتح آنجا یاد گردیده است.چنین نماید که این اسم اززمانی که کاسی هابربابل حکو مت کردند.سده های ۱۳تا۱۸قبل از میلاد به جا مانده بوده است.اما این کاسی ها چه قومی بوده اند.مختصرا میتوان گفت کاسیان ازاقوام هند و اروپایی بوده‌اند که اصطلاحا آنها را آزیانی( آسیانی)هم هم گفته اند زبان ایشان راازگروه السنه باستانی قفقازی دانسته‌اند که بازبان عیلامی باستان قرابت داشته و دین و مذهب شان هم مشابه ادیان قوم های هند‌واروپایی هیتی،هوری واورارتویی بوده است.دریک کلمه کاسیان یا کاشی ها اسمی است که براقوام بومی ماقبل مادی پارسی ساکن درسرزمینهای مغرب ایران زمین طی هزارهای سوم‌ودوم قبل ازمیلاد اطلاق می گردد.اسم کاسیان در نزد باستان شناسان مفهوم قوم شناسی وسیع تری یافته چندان که سایراقوام آسیایی راشامل می گردد اگرچه زادبوم کاسیان مانند خواستگاه آنها دانسته نیست،بومگاه شناخته شده‌ ایشان بخش مرکزی سلسله جبال لرستان کنونی بوده باشد.مبداء ظهورکاسیان هزاره سوم قبل ازمیلاد یاحدود ۵۰۰۰هزارسال‌پیش احتمال میرود که دراسناد عیلامی سده ۲۴قبل ازمیلاد حدود ۴۵۰۰سال‌ پیش یادگردیده اند ازجمله همسایگان کاسیان در لرستان یاسوبیگالیان بودند که سبا نامجای کنونی《 یاسوج》گیلویه مرکزکهگیلویه و بویراحمد ناحیت لربزرگ ازهمان اسم باشد.کاسیان طی هزاره دوم قبل ازمیلاد بربابل‌زمین‌ وعیلام استیلا یافتند.ودوره پادشاهی ایشان دربابل که حدود ۵۰۰سال پایید، سده ها ی ۱۲تا۱۸قبل ازمیلاد درتاریخ میانرودان به‌عنوان میان‌پرده کاسی معروف باشد.آنها‌طی مدت مزبور درآنجا به کلی بابلی مآب شدند وازکاسی های کوهستانی موطن اصلی خود بریدند.طی هزاره یکم قبل ازمیلاد کاسیان بااقوام نورسیده ایرانی ازمشرق بالمرّه درآمیختند تیره ها وگروهایی ازآنها دراقوام جدید مستحیل شدند.توده قبایل ماد خود ترکیبی از تیره های آریایی وطوایف بومی کاسیها بود چندانکه درمتون یونانی قوم کاسی(کیسی) یاکوسای‌ مقرون با مادام یادشده اند گمان می‌رود که منشاء قومی قبیله معروف مغان روحانی وکاهن ماد ازهمان تیره های کاسی وکوتی《گوتی》باشد.منابع کتاب همدان نامه،ویرایش توسط امیدآرویش درتاریخ پنج شنبه ساعت ۱۸:۰۰ ۱۷تیرماه ۱۴۰۰شمسی
در تاریخ گزیده به نقل ازحمدالله مستوفی میگوید:واژه لررابه کوه پردرخت گویند که بزبان لری آن‌رالر گویند.ولایت لرستان دوقسم بوده است لربزرگ و لرکوچک که بدر حاکم لربزرگ بوده وبامنصور نامی حاکم لرکوچک بوده است.بعدازمرگ بدر حکومت لربزرگ به نصیرالدین محمدبن هلال بن بدر رسید که حاکمی عادل بود.درزمان اتابک هزاراسب فرزند بزرگ‌ابوطاهر که‌مهین وبهین همه بود،قائم مقام پدرشد وعدل وداد ورزید.درعهداتابک هزاراسب ملک لرستان رشک بهشت گشت وبدین سبب اقوام بسیار ازجبل السماق شام به‌او پیوستند.چون گروه عقیلی،ازنسل علی بن ابی طالب و گروه هاشمی ازنسل هاشم بن عبدمناف ودیگر طایفه های متفرقی همچون آسترکی،مماکویه،بختیاری،جوانکی،بیدانیان،زاهدیان،علائی،کوتوند،بتوند،بوازکی،شوند،زاکی،جاکی،هارونی،
آشکی،کوی‌لیراوی،ممویی،یحفونی،
کمانکشی ،مماسنی، ارملکی،توانی،کسدانی،مدیحه،اکورد،کولارد وچون این طوایف وجماعت به‌اتابک هزاراسب وبرادران《۵۵۰ قمری》پیوستند ایشان را قوت وشوکت زیادشد.درکتاب تاریخ خوزستان تالیف امام شوشتری نام این طوایف بااندکی تغییرآمده است.البته قبایل دیگری به هزاراسب پیوسته‌اند که انساب آنها معلوم نیست.چون‌این جماعت به هزاراسب پیوستند باقیمانده طایفه شولان رابزخم شمشیر ازولایات لرستان بیرون کردند ویکبار برآن دیار مستولی شدند.پس دیارشولان را نیزمسخر کردند وشولان منهزم بفارس رفتند.همچنین درزمان اتابک یوسف شاه ملک‌‌‌ خوزستان،کوه گیلویه،شهرفیروزان،وجربادقان به اوواگذارشد،یوسف شاه دراین سالها عزم کوه گیلویه کرد وباطایفه شولان مبارزه کرد که برادر امیر نجم الدین شول درآن جنگ کشته شد.

نگارنده امیدآرویش منابع فارسنامه ناصری،تاریخ گزیده‌حمدالله مستوفی قزوینی.گذری برتاریخ اتابکان لرنوشته شده توسط امیدآرویش درتاریخ ۹مرداد ۱۴۰۰ساعت ۱۷:۴۰دقیقه.
تاریخ به روایت ومستندگذشتگان:
ازمظاهر خاصّ شهرهای آن روزگار،مسئله برده داری وبرده فروشی وبرده خری وبالاخره صادرات وواردات برده است که میزان اهمیت هرشهر وناحیه ای رامی رساند والبته بزرگترین شهربرده خر آن روزگار بغداد بوده که امّ البلاد و امّ‌القری محسوب می شده.وضع عرب بعداز فتوحات اسلامی ازجهت برده داری عجیب شده بود،مثلا موسی بن نصیر یک قلم درجنگهای آفریقا سیصدهزار برده گرفت ودرفتح آندلس سی هزار دخترباکره به کنیزی آورد.(یعقوب لیث ص ۲۳۱)،کم کم کارعرب به جایی رسید که به انتخاب و اختیار برده می خرید ودرسالهای تالیف این کتاب چنان شده بود که عرب بغدادی زیر بردگان ارمنی پوزه می کرد وبرده ایشان[ارمینیه] به بغداد به فروش نمی رفت.
بنازم خداوند پیروز را
پریروز ودیروز وامروز را
صفحاتی ازکتاب زیبای سفرنامه ابن حوقل به سال ۳۵۰قمری تالیف ابوالقاسم محمدبن حوقل بغدادی،نگارنده امیدآرویش ۷تیرماه ۱۴۰۰شمسی.
تاریخ کوه گیلویه:سیری در رجال ودانشمندان کوه گیلویه بزرگ
قاضی القضات بهاءالدین عثمان کوه گیلویه ای متوفی سال 《۷۸۲هجری قمری 》
قاضی القضات بهاءالدین والدنیاء ابوالمحاسن عثمان بن علی ابن بکر بن علی شافعی کوه گیلویه ای متوفی سالهای ۷۸۲قمری مسجد عتیق فارس بوده است.وی ازعالمان و فقیهان بزرگ قرن هشتم هجری قمری بوده است که درزمان سلطنت شاه شجاع مظفری ازسلسله آل مظفربوده است وی ساکن کوه گیلویه بوده است که درعنفوان جوانی‌ودرسن ۱۷سالگی از بلاد دهدشت کوه گیلویه به شیراز مهاجرت نموده است ودرآنجا تازمان مرگش رحل اقامت گزیده است و امام شافعی بوده است وشاه شجاع به‌خاطر محبت‌ودوستی و علم وحلمی که ازاین عالم کوه گیلویه ای دیده وی رابه قاضی القضات مملکت فارس تبیین نموده است وی آثار بزرگی ازخود برجا نهاده است که این آثار در ۵کتاب ارزشمند نوشته شده است که به زبان عربی‌ در کتابخانه های جهان شاید موجود باشند اما آن طوری که برمی آید کتب این عالم فاضل واین فقیه برجسته نایاب میباشند وتحقیقات نگارنده پیرامون آنها ادامه دارد.
مهمترین آثار تالیفی این دانشمند بزرگ کوه گیلویه ای به شرح ذیل میباشد:
۱:ایجاز المختصر لابن حاجب.تلخیصی است المختصر ابن حاحب دراصول فقه.
۲: بین الفتاوی فی شرح الحاوی.
۳:الرساله البالغه فی الجتهاد.
۴:شرح الشامل الصغیر لابن العضر
۵:شرح المنظومه فی الفرائض.
مهمترین آثار این چهره علمی و تاریخی کوه گیلویه میباشد که چندی پیش استاداعاظم وسرسلسله محافل،دانشمند نام آشنای عضو گروه حضرت آقای دکتر محمد طباطبایی اطلاعات خوبی رادراین باره خدمت بنده عرض نمودند.این متن به استناد دوکتاب ارزشمند تاریخ آل مظفر وفارسنامه ناصری درحال ویرایش و کامل شدن است.
منابع:تاریخ بهبهان تالیف دکتر محمد طباطبایی بهبهانی
تاریخ آل مظفر
تاریخ فارسنامه ناصری.نوشته شده توسط اینجانب امیدآرویش ساعت ۱۶ مورخه ۴شهریور ۱۴۰۰شمسی.
مستوفی
سه بخش کرده
نیروهای حامی اتابکان را
اقوام  سادات جبل السماق
طوایف لرهای متفرق

قبایل نامشهور لر در تاریخ گزیده به نقل ازحمدالله مستوفی میگوید:واژه لررابه کوه پردرخت گویند که بزبان لری آن‌رالر گویند.ولایت لرستان دوقسم بوده است لربزرگ و لرکوچک که بدر حاکم لربزرگ بوده وبامنصور نامی حاکم لرکوچک بوده است.بعدازمرگ بدر حکومت لربزرگ به نصیرالدین محمدبن هلال بن بدر رسید که حاکمی عادل بود.
این بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ ق است

 

درزمان اتابک هزاراسب فرزند بزرگ‌ابوطاهر که‌مهین وبهین همه بود،قائم مقام پدرشد وعدل وداد ورزید.درعهداتابک هزاراسب ملک لرستان رشک بهشت گشت
بین سال ۵۰۰تا ۵۵۰ ق

وبدین سبب اقوام بسیار ازجبل السماق شام به‌او پیوستند.چون گروه عقیلی،ازنسل علی بن ابی طالب و گروه هاشمی ازنسل هاشم بن عبدمناف

ودیگر طایفه های متفرقی همچون آسترکی،مماکویه،بختیاری،جوانکی،بیدانیان،زاهدیان،علائی،کوتوند،بتوند،بوازکی،شوند،زاکی،جاکی،هارونی،
آشکی،کوی‌📜لیراوی،ممویی،یحفونی،
کمانکشی ،مماسنی، ارملکی،توانی،کسدانی،مدیحه،اکورد،کولارد
؟؟؟؟؟؟؟قبایل ….

وچون این طوایف وجماعت به‌اتابک هزاراسب وبرادران《۵۵۰ قمری》پیوستند ایشان را قوت وشوکت زیادشد.

.درکتاب تاریخ خوزستان تالیف امام شوشتری نام این طوایف بااندکی تغییرآمده است.

البته قبایلدیگری به هزاراسب پیوسته‌اند که انساب آنها معلوم نیست.

چون‌این جماعت به هزاراسب پیوستند باقیمانده طایفه شولان رابزخم شمشیر ازولایات لرستان بیرون کردند ویکبار برآن دیار مستولی شدند.پس دیارشولان را نیزمسخر کردند وشولان منهزم بفارس رفتند.

همچنین درزمان اتابک یوسف شاه ملک‌‌‌ خوزستان،کوه گیلویه،شهرفیروزان،وجربادقان به اوواگذارشد،یوسف شاه دراین سالها عزم کوه گیلویه کرد وباطایفه شولان مبارزه کرد که برادر امیر نجم الدین شول درآن جنگ کشته شد.

نگارنده امیدآرویش منابع فارسنامه ناصری،تاریخ گزیده‌حمدالله مستوفی قزوینی.
گذری برتاریخ اتابکان لر؟؟؟؟ نوشته شده توسط امیدآرویش درتاریخ ۹مرداد ۱۴۰۰ساعت ۱۷:۴۰دقیقه.
داستان قتل جیلویه(گیلویه):درباره قتل گیلویه دو روایت است که عنوانا یکی راذکر میکنم که‌البته باهم متفاوت ومتناقص است.
نخست روایت یعقوبی مورخ مشهور اسلامی متوفی ۲۸۴قمری است که نقل میکند.طاهربن حسین معروف به طاهر ذوالیمین درسال ۱۹۶قمری ناحیه عراق عجم تااهواز را گرفت ومحمد بن یزید بن حاتم عامل محمد(امین ) وجیلویه کردی راکشت که این واقعه مربوط به درگیری طرفداران امین ومامون است که برسرخلافت کشمکش یافتند.وسرانجام حامیان مامون به رهبری وهدایت طاهربن حسین پیروز شدوباخلع وقتل خلیفه امین،ماَمون را به‌خلافت برداشتند.ازگفته یعقوبی برمی آید که گیلویه کردی ازحامیان معروف خلیفه امین بود که در مقابل طرفداران ماَمون مقاومت کرد وجان خود را دراین راه ازدست داد.چنین به نظر میرسد که پس ازمرگ گیلویه نبرد دوخاندان معارض ایرانی (گیلویه)وعرب(ابودلف) پایان پذیرفت وادامه نیافت.ازآن پس دیگرنشانه ای مبنی بر تداوم درگیری دوخاندان دردست نیست.گویا فرزندان گیلویه خالد وحسن باکناره جستن ازحوادث خطیر راه سلامت گزیده اند.خالدبن گیلویه دربغداد مرکز خلافت عباسی ساکن گردید وحسن حاکمیت قلمرو خاندان رابه دست گرفت.ازمطالب فوق میتوان استنباط کرد سال فوت وکشته شدن گیلویه سال ۱۹۶قمری بوده است وابودلف نیزدرسال ۲۲۶قمری به مرگ طبیعی وفات یافته است.وتاسال ۳۴۶قمری این خاندان گیلویه کردی (منظورکردان شبانکاره) برایالت کوه گیلویه وارجان حکومت وحکمرانی داشته اند.نوشته شده توسط امیدآرویش جمعه ۱اسفند ماه ساعت ۱۷:۴۵دقیقه ۱۳۹۹شمسی مستدام باشید.

  • نویسنده : مهندس امید ارویش