پایان یک تراژدی انسانی؛ آزادی زنی که قربانی خشونت و ناعدالتی شد
پایان یک تراژدی انسانی؛ آزادی زنی که قربانی خشونت و ناعدالتی شد

پس از یازده سال، پرونده سیما افشاری که قربانی حمله اسیدی در دهدشت شده بود، با آزادی وی از زندان و تلاش‌های بی‌وقفه فعالان مدنی و قضایی استان کهگیلویه و بویراحمد به نتیجه رسید. این واقعه که زندگی سیما و دخترش پری‌سیما را برای همیشه دگرگون کرد، نمونه‌ای از همبستگی اجتماعی برای احقاق حقوق قربانیان بود.

به گزارش پایگاه خبری امید دنا، ماجرا از یازده سال پیش آغاز شد، زمانی که سیما افشاری، اهل دهدشت، قربانی حمله اسیدی یک مرد جوان در یکی از پارک‌های این شهرستان شد. این حادثه نه تنها صورت و بدن او را سوزاند، بلکه مسیر زندگی او و دخترش پری‌سیما را برای همیشه تغییر داد. سال‌ها بعد، سیما به دلیل ارتکاب جرمی که از آن به عنوان «واکنش به خشونت» یاد می‌شود، راهی زندان شد و پرونده زندگی او به نمادی از مبارزه با ناعدالتی و فقر تبدیل گردید.

اما این داستان تلخ، زمانی رخ داد که سلمان توفیقیان، فعال اجتماعی کهگیلویه و بویراحمدی، وارد ماجرا شد. او در گفت‌وگو با خبرنگار ما شرح داد: «یک سال و نیم پیش، پری‌سیما از زندان با من تماس گرفت. او گفت که نه مادر دارد و نه برادر؛ تنها پدری پیر دارد که برای چوپانی به مناطق دوردست عشایری رفته است. او از همه ناامید شده بود.»

توفیقیان با تأکید بر انگیزه انسانی خود از پیگیری این پرونده، گفت: «هدف من تنها کمک به یک انسان دربند و مظلوم بود. کسی که فقر، تبعیض و جغرافیای محروم او را به جرم کشانده بود. اگر هر فرد دیگری در چنین شرایطی بود، همین تلاش را می‌کردم.»

مسیر پیگیری این پرونده اما هموار نبود. توفیقیان با اشاره به همراهی دادستان‌های استان، گفت: «ابتدا موضوع را با دادستان وقت، آقای ملک‌حسینی، در میان گذاشتم که تمهیدات قابل تقدیری انجام دادند. پس از آن، آقای موسویان، دادستان جدید استان، با قاطعیت و مهربانی پیگیر پرونده شدند و بدون همکاری ایشان این نتیجه حاصل نمی‌شد.»

او همچنین از همکاری دیگر مسئولان قدردانی کرد: «خانم گشتاسبی، رئیس بند زنان، و آقای محمودی، رئیس کانون اصلاح و تربیت استان، نقش مهمی در این راه داشتند. همچنین سید مجید طباطبایی، همکار و دوست شریفم، که در طول این مسیر از هیچ کمکی دریغ نکرد.»

توفیقیان در پایان به نقش مردم اشاره کرد: «افراد زیادی در فضای مجازی، کار و زندگی خود را رها کردند و دوشادوش ما برای آزادی خانم باستان تلاش کردند. کمک‌های مردمی به حساب انجمن حمایت از زندانیان و شماره کارت پدر سیما واریز می‌شد. من از تک‌تک این عزیزان تشکر می‌کنم.»

این پرونده که سال‌ها به عنوان زخمی کهنه در حافظه مردم منطقه باقی مانده بود، سرانجام با همت جمعی به نتیجه رسید. آزادی سیما افشاری نه تنها پایانی بر یک تراژدی انسانی بود، بلکه نشان داد که همبستگی اجتماعی می‌تواند بر تاریک‌ترین شرایط غلبه کند.

  • نویسنده : فاطمه آبرومندزاده
  • منبع خبر : امید دنا