کارِ بزرگ، مردِ بزرگ می‌خواهد؛ تاجگردون را سپرِ بلایِ سرمایه و آینده‌ی جوانان بدانیم
کارِ بزرگ، مردِ بزرگ می‌خواهد؛ تاجگردون را سپرِ بلایِ سرمایه و آینده‌ی جوانان بدانیم

در گچساران و باشت، امروز یک نام بیشتر بر سرِ زبان‌ها نیست؛ نه از سرِ هیجان، که از سرِ ضرورت. دکتر تاجگردون، با تکیه بر تجربه‌ای که در طوفان‌های سیاسی و اقتصادی آزموده شده، خطاب به بزرگان و جوانان، یادآور شده که اعتراضِ به‌حق، هرگز نباید بهانه‌ای شود برای از دست دادنِ فرصتی که سال‌ها برایش انتظار کشیده‌ایم. او می‌گوید: «شفافیت، راهِ نجات است، اما به شرطی که با حاشیه‌سازی، مسیرِ سرمایه‌گذاری را نبندیم.» این، همان لحظه‌ی انتخاب است؛ میانِ صدایِ یک مطالبه‌گرِ عاقل و هیاهویِ چند روزه‌ای که ممکن است سرنوشتِ یک نسل را تغییر دهد

پایگاه خبری تحلیلی امید دنا، اینجا نه ساحل آرامش است و نه موجی که از پیش معلوم باشد. اینجا گچساران و باشت است؛ سرزمینی که نفت در عمقش می‌جوشد، اما رنج بیکاری در لایه‌های آن ریشه دوانده. سال‌ها چشم دوختیم به افق، شاید کشتی‌ای بیاید، اما هر بار یا موجی ناخوانده آن را پس راند، یا دست‌هایی که می‌خواستند لنگر بیندازند، خود به گل نشستند.

اما امروز، کشتی در بندر ایستاده است. نه یک شناور کوچک، که یک پروژه‌ی عظیمِ صنعت، که می‌تواند رشته‌های امید را از نفت تا شیشه، از کارخانه تا سفره‌ی خانه‌ها بگستراند. با این حال، درست وقتی بادبان‌ها را برافراشته‌اند، برخی فریادِ «سهم» سر می‌دهند و برخی دیگر به نام عدالت، خواهان تغییر مسیرِ ناگهانی می‌شوند. اما کشتی در میانه‌ی دریا، جای چرخشِ ناگهانی نیست.

در چنین روزگاری، مردی پا پیش می‌گذارد که نه با شعار، که با تجربه‌ی طوفان‌های پیشین، می‌داند کشتی‌بانِ کارکشته در میان توفان، جز به ساحلِ امن نمی‌اندیشد. او، دکتر تاجگردون، امروز نه از سرِ تکلف، که از سرِ تکلیف، زمام را به دست گرفته و با شفافیت، می‌گوید: «آری، اعتراض حق است، اما تخریبِ کشتی، خیانت به تمام مسافران است.»

کسی که سال‌ها در پیچ‌وخمِ سیاست و اقتصاد زیسته، می‌داند که اشتغال یک وعده نیست؛ یک معادله‌ست با مؤلفه‌های سرمایه، تخصص، امنیت و زمان. او به ما یادآوری می‌کند که اگر امروز با فشارهای بی‌محابا، سرمایه‌گذار را از بندر برانیم، فردا نه شغلی می‌ماند، نه سهمی، نه منطقه‌ای که رویای جوانانش را به دوش بکشد.

اعتماد به او، اعتماد به عقلِ جمعی است؛ به کسی که در نبرد با بیکاری، خط‌کشیِ بین حق‌خواهی و حاشیه‌سازی را آموخته است. او نمی‌گوید سکوت کنید؛ می‌گوید هوشمندانه مطالبه کنید، اما تیشه به ریشه‌ی درختی نزنید که تازه جوانه زده است.

و اگر از من بپرسند: این طوفان‌های حاشیه را چه کسی می‌تواند به آرامش بدل کند؟ پاسخ می‌دهم: ناخدایی که قبلاً در طوفان‌های بزرگتر، کشتی را به ساحل رسانده. ناخدایی که نامش را نیازی به فریاد ندارد، چرا که کارنامه‌اش بر تارکِ خدمت، نورافشانی می‌کند.

پس بیایید این بار، نه به پایِ اعتراض، که به پایِ تدبیر بایستیم. بیایید کشتی را به دست او بسپاریم، چون می‌دانیم هر موجی که بشکند، او دستی بر سکان دارد که از دلِ تجربه، راهِ عبور می‌داند. گچساران و باشت، امروز بیش از هر وقت، به یک ناخدای شجاع نیاز دارند، و او، بی‌هیاهو، در جایگاه خود ایستاده است. این را بپذیریم که کار، با کاردان، نه تنها بی‌خطر، که میمونِ نتیجه است.

  • نویسنده : ویسی
  • منبع خبر : امید دنا