تاج‌گردون تنها یک لیدر سیاسی نیست؛ او نماد پیگیری مطالبات مردمی است که سال‌ها در انزوا و فراموشی رها شده بودند.
تاج‌گردون تنها یک لیدر سیاسی نیست؛ او نماد پیگیری مطالبات مردمی است که سال‌ها در انزوا و فراموشی رها شده بودند.

پایگاه خبری تحلیلی امید دنا، در پی انتشار یادداشتی خطاب به غلامرضا تاج‌گردون، خانم ویسی از فعالان رسانه‌ای منطقه با ارسال پاسخی مبسوط، به ادعاهای مطرح‌شده واکنش نشان داد. متن این پاسخ به شرح زیر است: آقای نویسنده محترم، یادداشت شما را خواندم. متنی که تلاش داشت با تمسک به واژگان قلمبه‌سلمبه و ارجاعاتی ناقص […]

پایگاه خبری تحلیلی امید دنا، در پی انتشار یادداشتی خطاب به غلامرضا تاج‌گردون، خانم ویسی از فعالان رسانه‌ای منطقه با ارسال پاسخی مبسوط، به ادعاهای مطرح‌شده واکنش نشان داد.

متن این پاسخ به شرح زیر است:

آقای نویسنده محترم،

یادداشت شما را خواندم. متنی که تلاش داشت با تمسک به واژگان قلمبه‌سلمبه و ارجاعاتی ناقص به فلسفه سیاسی، ناکارآمدی خود را در تحلیل واقعیت‌های میدانی پنهان کند، اما در عمل تنها توانست تصویری از یک ذهنیت مغشوش و پیش‌داوری‌های کهنه را به نمایش بگذارد.

شما در ابتدای متن، خود را “شهروند” معرفی می‌کنید، اما لحن نوشتارتان بیش از آنکه بوی دلسوزی داشته باشد، بوی کینه‌ورزی و تسویه‌حساب‌های شخصی می‌دهد. از موضعی بالا دست به قضاوت درباره کسی می‌زنید که اگر زحمات و مجاهدت‌های او در سال‌های نه‌چندان دور نبود، امروز شما و امثال شما مجالی برای قلم‌فرسایی و ژست روشنفکری نداشتید.

اول؛ مروری بر واقعیت‌ها به جای ادبیات بازیگوشانه

ادعا کرده‌اید که “اتمسفر سیاسی” منطقه را نفس کشیده‌اید، اما تحلیل‌تان نشان می‌دهد که تنها در “اتاق‌های بسته” و میان “گعده‌های نخبگانیِ” خیالی خود سیر کرده‌اید. آقای تاج‌گردون تنها یک “لیدر سیاسی” نیست؛ او نماد پیگیری مطالبات مردمی است که سال‌ها در انزوا و فراموشی رها شده بودند.

شما از “مگاپروژه‌ها” و “بودجه‌های کلان” صحبت می‌کنید و آنها را حاصل “قطره‌چکانی” می‌دانید. این سخنان برای کسانی که از نزدیک شاهد تغییر چهره گچساران و باشت بودند، خنده‌دار و در عین حال تاسف‌بار است. کدام توسعه را در منطقه سراغ دارید که پیش از این حضور، تنها در حد یک آرزو و وعده باقی مانده بود؟ کدام بزرگراه، کدام بیمارستان، و کدام طرح صنعتی بدون پیگیری‌های مجدانه و چانه‌زنی‌های قدرتمندانه در مرکز، در این جغرافیا رنگ واقعیت به خود گرفت؟

شما توسعه را تنها در ساختمان‌ها و آسفالت خلاصه می‌کنید، در حالی که تاج‌گردون “امید” را به کالبد ناامید این منطقه بازگرداند. این بزرگ‌ترین دستاوردی است که منتقدان تنگ‌نظر شما هرگز نمی‌توانند آن را انکار کنند.

دوم؛ مغلطه‌های جامعه‌شناختی و فرافکنی مسئولیت

شما با استناد به ابن‌خلدون و ماکیاولی، سعی در ارائه یک تحلیل جامعه‌شناختی دارید. اما ابن‌خلدون از “عصبیت” به عنوان عامل انسجام‌بخش در برابر فروپاشی یاد می‌کند، نه ابزاری برای تخریب. آقای تاج‌گردون با تکیه بر همین سرمایه اجتماعی بود که توانست صدای منطقه را در پایتخت به گوش برساند. شما که امروز از “اتمیزه شدن جامعه” و “خلأ نخبگی” می‌گویید، خود محصول همان نظام‌های بوروکراتیکی هستید که همواره به نخبگان محلی به چشم شهروند درجه دو نگاه کرده‌اند.

شما می‌گویید “راه عقلانیت مسدود شده است”. بگذارید صریح بگویم: عقلانیت یعنی درک موقعیت و عمل به هنگام. عقلانیت یعنی اینکه وقتی دشمنان منطقه در کمین نشسته‌اند تا سرمایه و اعتبار آن را ببلعند، به جای دریدن یکدیگر، دست در دست هم دهیم. تاج‌گردون سال‌هاست این عقلانیت را در عمل نشان داده است، در حالی که منتقدان او تنها در حاشیه امنیت نشسته‌اند و از دور سنگ می‌اندازند.

سوم؛ کدام آیینه؟ کدام مسئولیت؟

پیشنهاد می‌کنم قبل از آنکه دیگران را به “روبرو شدن با آیینه” دعوت کنید، یک بار به کارنامه خود بنگرید. شما و همفکرانتان در دوره‌های مختلف چه کردید؟ جز آنکه با شانتاژهای رسانه‌ای و هجمه‌های بی‌پایه، سعی در تخریب چهره‌های مؤثر داشتید؟ تاج‌گردون نیازی به “بازسازی اعتماد” ندارد؛ او اعتماد خود را سال‌ها پیش در دل مردم کوچه و بازار، در میان کشاورزان و کارگران و دانشجویان این شهرها به دست آورده است.

شما که امروز از “نفرت” و “طغیان بی‌عقلانیت” می‌گویید، خودتان در طول سال‌های گذشته با ترویج بی‌اخلاقی سیاسی و سیاه‌نمایی، بذر این کینه‌ها را آبیاری کرده‌اید. صدای تاج‌گردون هرگز صدای تفرقه نبوده است؛ او همواره صدای وحدت و پیشرفت بوده است.

پایان؛ سهمگین‌تر نخواهد بود، اگر…

نوشته‌اید: “خود را برای روزهای سهمگین‌تر آماده کنید.” این جمله شما نشان‌دهنده نگاه تهدیدآمیز و غیردموکراتیک شماست. اما بدانید که مردم این دیار قدرشناس هستند. آنها می‌دانند که تاج‌گردون از جنس خود آنهاست و برای آنها زحمت کشیده است. روزهای سهمگین تنها برای کسانی است که در توهم توطئه و با تکیه بر رسانه‌های زنجیره‌ای خودساخته، می‌خواهند واقعیت‌های میدانی را نادیده بگیرند.

آقای نویسنده!
اگر به جای “ترور شخصیت” و “تحلیل‌های بیمارگونه”، اندکی انصاف داشتید، می‌دیدید که چهره‌هایی مثل تاج‌گردون سرمایه‌های ملی این سرزمین هستند که باید قدرشان را دانست. نقد از موضع “هم‌سطحی فکری و اخلاقی” برمی‌خیزد، نه از موضع کینه و بغض.

  • نویسنده : ویسی
  • منبع خبر : امید دنا