در ۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، چهار میدان نبرد همزمان شکل گرفت که در ظاهر جدا، اما در باطن به هم پیوسته بودند
در ۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، چهار میدان نبرد همزمان شکل گرفت که در ظاهر جدا، اما در باطن به هم پیوسته بودند.در میدان اول، سردار اصانلو در اجلاس امنیتی پکن، خواستار «پایان حضور آمریکا در منطقه» و «امنیت بومی» شد و در همان روز، چین و روسیه قطعنامه آمریکا در شورای امنیت را وتو کردند؛ وتویی که به معنای پایان نظارت سازمان ملل بر تحریمهای ایران بود.
در میدان دوم، تنگه هرمز همچنان بسته ماند و تردد در آن به سه فروند کاهش یافت؛ عربستان با انتقال کشتیبهکشتی در نزدیکی عمان، نفت خود را دور میزد، اما سپاه در شب ۲۶ شهریور، نفتکش «ترند» با پرچم توگو را منهدم کرد و اعلام کرد: «عبور غیرقانونی از تنگه هرمز جز نابودی شناور متخلف نتیجهای نخواهد داشت». این عملیات، نه یک اقدام مقطعی، که یک عملیات هماهنگ در سه سطح بود: میدانی (تثبیت کنترل هرمز و اثبات سخن محسن رضایی بر مسدود بودن تنگه)، راهبردی (پاسخ به دور زدن عربستان و جلوگیری از کاهش قیمت نفت) و روانی (پیام به آمریکا، چین، روسیه و افکار عمومی داخلی).
در میدان سوم، ترامپ در ۲۷ شهریور مدعی شد «ما کنترل تنگه هرمز را کاملاً در دست داریم» و «هر شب کشتیها را هدف قرار میدهیم». اما دادههای میدانی خلاف این را نشان میدهد: اگر آمریکا کنترل کامل داشت، چرا سپاه همچنان نفتکش منهدم میکند؟ ترامپ همچنین مدعی «تورم ۳۰۰ درصدی» ایران شد، در حالی که تورم رسمی حدود ۶۶ درصد بود. این اغراق، برای مصرف داخلی آمریکاست.
ترامپ در وضعیت دشواری است: نه میتواند توافق کند، نه میتواند جنگ را تشدید کند، و نه میتواند عقبنشینی کند.
در میدان چهارم، محسن رضایی در ۲۴ شهریور صریحاً گفت: «تا زمانی که شروط ایران محقق نشود، هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود». این موضع، در تضاد آشکار با گفتمان دولت است که بر «بازگشت به تفاهم» تأکید میکند. رضایی همچنین در پیام ۲۰۰ شب ایستادگی، مردم را «مهمترین سرمایه امنیت ملی» خواند.پیشبینی آینده: سه سناریو قابل تصور است.
سناریو اول، تشدید تنش نظامی محدود از سوی آمریکا با حملات نمایشی و فشار اقتصادی حداکثری؛ اما ریسک این سناریو بالا است، زیرا اگر ایران واکنش شدید نشان دهد، قیمت نفت به بالای ۱۲۰ دلار میرود و ترامپ در آستانه انتخابات شکست سیاسی میخورد.
سناریو دوم، مدیریت تنش از سوی ایران با کنترل دولت غربگرا پزشکیان و جلوگیری از شوک اقتصادی ناگهانی توسط دولت او؛ در این حالت، ترامپ در برزخ سیاسی باقی میماند و احتمال شکست جمهوریخواهان افزایش مییابد.
سناریو سوم، پاتک راهبردی میدانی؛ همانطور که محسن رضایی در شعام فعال شده و با پاتکهای رسانهای، اقدام راهبردی میدانی علیه دور زدن تحریم را در روزهای آینده طراحی میکند. این اقدام میتواند انهدام نفتکشهای بیشتری یا هدف قرار دادن مسیرهای جایگزین عربستان باشد. که احتمالا با چراغ سبر مسولین فاسد و خائن شاهد اقدام جهت ترور و شهید نمودن آن خواهیم بود.
سناریو محتملتر، ترکیبی از سناریو دوم و سوم است: در شرایط فعلی میدان در تنگه هرمز و باب المندب به رفع ایران و مقاومت است. و میدان با اوردن محسن رضایی دیپلماسی را هم کنترل میکند. از این رو ایران تنش را مدیریت میکند اما در میدان فعال میماند
.هدف: حفظ ابتکار عمل تا انتخابات ۱۲ آبان، بدون آنکه ترامپ بهانه «کارت جنگ» را پیدا کند.
ترامپ در ۲۲ سپتامبر با شش کشور خلیج فارس دیدار میکند. اگر این کشورها از ترامپ بخواهند جنگ را تشدید نکند، ترامپ در تنگنای بیشتری قرار میگیرد. اما اگر عربستان و امارات از تشدید حمایت کنند، ترامپ ممکن است ریسک حمله گستردهتر را بپذیرد.
از طرفی مسولین غربگرا و فتنه طلب ها با پیروزی های اخیر میدان و کنترل دیپلماسی توسط انقلابیون، در حال از دست دادن جایگاه خود در میان افکار عمومی است. فقط معاندین و مخالفین نظام با ایشان همراه هستند. در این شرایط از تمام ابزار رسانه ای و تبلیغاتی خود برای افتضاح جلو دادن شرایط کشور و مردم استفاده خواهند کرد تا بتوانند از خان سفره تحریم و جنگ ارتزاق کنند و به حیات خود ادامه دهند.
و احتمال اقدام تشدیدی اقتصادی بدون اطلاع قبلی (همچون گران کردن شب هنگام بنزین در کرمان) از سوی دولت در راستای خواست غربگرها محتمل است
.پاسخ این پرسش ها و پیش بینی ها، در روز های اینده مشخص خواهدشد. اما حضور مردم در خیابان همچنان مسیر آینده را تعیین میکند.





























