در حالی که مگاپروژه پتروپالایشگاه گچساران به عنوان یک ضرورت استراتژیک برای گذار از اقتصاد سنتی به صنعتی، در حال تغییر چهرهی اقتصادی منطقه است، موجی از واکنشهای هیجانی و ادعاهای بیسند، سعی در سیاسیسازی چالشهای اجرایی این مسیر توسعه دارند. یادداشت اخیر مجتبی اندرزیان که با بهرهگیری از مفاهیم مبهم، تلاش میکند مسئولیت چالشهای ساختاری را به گردن نمایندگان منطقه بیندازد، نیازمند واکاوی است تا میان “هزینه توسعه” و “مغالطههای سیاسی” تمایز قائل شد.
پایگاه خبری تحلیلی امید دنا، در پی تنشهای اخیر در محل احداث مگاپروژه پتروپالایشگاه گچساران، موجی از واکنشهای هیجانی و ادعاهای بیاساس از سوی برخی فعالان محلی شکل گرفته است که هدف از آنها، فراتر از نقد، ایجاد یک بحران سیاسی و تلاشی برای بازتولید تنشها جهت بهرهبرداری از فضای عمومی است. در این میان، یادداشت آقای مجتبی اندرزیان که با لحنی تند و با استفاده از مفاهیم گنگ، تلاش میکند مسئولیت چالشهای استخدامی و اجرایی را به گردن نماینده مردم گچساران و باشت، یعنی جناب غلامرضا تاجگردون بیندازد، نیاز به واکاوی دقیق دارد.
اولین ایراد به این نوع نگاه، نادیده گرفتن ماهیت “پروژههای استراتژیک ملی” است. هر مگاپروژه در سطح جهانی، همواره با چالشهای اجرایی، تنشهای نیروی انسانی و پیچیدگیهای زیرساختی همراه است. این تنشها، “نتیجهی تصمیمات گذشته” نیستند، بلکه “هزینهی مسیر توسعه” محسوب میشوند. پیوند زدنِ این چالشهای گذار به عملکردهای سیاسی سالیان گذشته، یک مغلطهی منطقی است که با هدف گمراه کردن افکار عمومی و بزرگنمایی نقشِ نقدکنندگان صورت گرفته است.
در بحث توسعه متوازن، باید میان “توزیع فرصتهای خرد” و “ایجاد قطبهای تولید صنعتی” تمایز قائل شد. اتهامِ “فدا کردن توسعه متوازن به پای منافع پیمانکاران”، ادعایی است که هیچ مستند علمی یا قانونی بر آن استوار نیست. برخلاف ادعای مذکور، تمرکز بر صنایع سنگین و زیرساختهای انرژی (مانند پتروپالایشگاه)، تنها راهی است که میتواند استان را از اقتصادِ وابسته و سنتی به سوی اقتصادِ خودکفا و صنعتی هدایت کند. این مسیری است که همواره با مقاومتِ گروههایی که به دنبال منافعِ کوچک و مقطعی هستند، روبهرو بوده است.
همچنین، ادعای “رانت” و “دستکاری بودجه” که در یادداشت مذکور مطرح شده، صرفاً یک اتهامِ بیسند است که در فضای هیجانی مطرح شده تا از نگاهِ واقعبینانه به روند تخصیص بودجههای کلان کشور بازدارد. در حالی که واقعیت نشان میدهد، جذب سرمایهگذاری و احداث پروژههایی در این ابعاد، مستلزم هماهنگیهای پیچیده در سطوح بالای حکومتی است که فراتر از ظرفیتهای ادعاییِ برخی فعالان محلی است.
در نهایت، باید گفت که مگاپروژه پتروپالایشگاه گچساران، نه یک بحران، بلکه یک فرصت تاریخی برای منطقه است. تلاش برای استفاده از این تنشهای کارگری جهت حملات سیاسی، تنها به تضعیفِ اعتماد عمومی به فرآیند توسعه منجر میشود. پاسخ به اینگونه ادعاهای هیجانی، نه با ورود به بازیهای کلامی، بلکه با تکمیلِ این پروژههای عظیم و تبدیل کردنِ آنها به ثروت ملموس برای مردم، داده خواهد شد. حقیقت در میانِ ماشینآلاتِ در حال حرکت و زیرساختهای در حال ساخت نهفته است، نه در کلماتِ تند و بیمبنایِ کسانی که تنها میخواهند در سایهی بزرگان، خود را بزرگ نشان دهند.»
- نویسنده : ویسی
- منبع خبر : امید دنا































