نخبه‌کشی یا نخبه‌پروری؟ بازخوانی جایگاه دکتر تاجگردون در معادلات ملی و ضرورت حمایت از سرمایه‌های انسانی استان
نخبه‌کشی یا نخبه‌پروری؟ بازخوانی جایگاه دکتر تاجگردون در معادلات ملی و ضرورت حمایت از سرمایه‌های انسانی استان

در تاریخِ تکاملِ جوامع، مرز میان شکوفایی و زوال، در یک نقطه حساس رقم می‌خورد: تفاوت میان پرورش دادن و پرواز گرفتن. برخی جوامع با ساختارهای حمایتی، بال‌های نخبگان خود را می‌گسترند تا به اوج برسند، و برخی دیگر، با تیغِ نقد‌های بی‌رحمانه و جریان‌های تخریب‌گر، همان بال‌ها را می‌چینند. امروز، وقتی در تراز ملی از چهره‌هایی چون دکتر غلامرضا تاجگردون سخن می‌گوییم، در واقع با آزمونی بزرگ روبرو هستیم؛ آزمونی که تعیین می‌کند ما در مسیر نخبه‌پروری گام برمی‌داریم یا در دامِ تلخِ نخبه‌کشی گرفتار شده‌ایم. این بازخوانی، نه تنها دفاع از یک نام، بلکه بازشناسیِ سرمایه‌های گمشده‌ی استان ماست. آیا افتخارِ یک استان، تنها در مرزهای جغرافیایی‌اش خلاصه می‌شود؟ یا زمانی معنا می‌یابد که نام فرزندان آن در معادلات بزرگ کشوری طنین‌انداز شود؟ وقتی نخبگانی چون دکتر تاجگردون، فراتر از مرزهای کهگیلویه و بویراحمد، در جایگاه‌های استراتژیک ملی حضور می‌یابند، در واقع نبضِ توانمندیِ ما در سراسر کشور می‌تپد. اما حقیقتِ تلخ این است که گاهی خودمان، با ندانستنِ ارزشِ این پیوند، بر شکاف‌های داخلی می‌افتیم. این نوشتار، واکاویِ شکاف میان “افتخار ملی” و “تخریب‌های محلی” است؛ دعوتی است برای تغییر نگاه، از تخریب به حمایت، و از نقدِ هیجانی به درکِ استراتژیک.

پایگاه خبری تحلیلی امید دنا، در مسیر حرکت به سوی توسعه و تعالی، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که جوامع در حال گذار با آن روبرو هستند، مدیریتِ «سرمایه‌های انسانی» است. ما در استان کهگیلویه و بویراحمد، همواره با دو مسیر مواجه بوده‌ایم: یا با ساختارهای حمایتی، تلاش می‌کنیم نخبگان خود را به جایگاه‌های اثرگذار ملی برسانیم، و یا با جریان‌های تخریب‌گر، توانایی‌های خود را در سطح کشور تحلیل می‌بریم. آنچه امروز در مورد چهره‌های شاخصی همچون دکتر غلامرضا تاجگردون رخ می‌دهد، نیازمند یک بازنگری جدی در نگاهِ استانی و ملی ماست.

دکتر تاجگردون تنها یک نام در فهرست مدیران نیست؛ او نمادی از توانمندیِ بومی در عرصه‌های کلان است. وقتی صحبت از جایگاه ایشان در سطح کشور به میان می‌آید، با چهره‌ای روبه‌رو هستیم که توانسته است مرزهای جغرافیایی استان را پشت سر گذاشته و در معادلات حساس اقتصادی و مدیریتی کشور، حق مطلب را ادا کند. این سطح از نفوذ و تخصص، برای هر استانی یک «دارایی استراتژیک» محسوب می‌شود. بنابراین، وقتی فردی در تراز ایشان، در معادلات ملی حرف برای گفتن دارد، این یعنی استان ما توانسته است از ظرفیت‌های خود برای اثرگذاری بر کل کشور استفاده کند.

اما پرسش تلخ اینجاست: چرا ما همواره در چرخه‌ی «نخبه‌کشی» گرفتار می‌شویم؟ چرا به جای آنکه از پیروزیِ یک فرزندِ استان در عرصه‌های ملی، به افتخار آن بنشینیم، انرژی خود را صرفِ نقد‌های بی‌ریشه و تخریب‌های هدفمند می‌کنیم؟ تخریبِ نخبگانی همچون دکتر تاجگردون، در واقع تخریبِ اعتبارِ آن جایگاهی است که ایشان برای استان ما کسب کرده‌اند. هر بار که با تیشه زدن به جایگاه یک شخصیت اثرگذار، او را از مسیر اصلی توسعه خارج می‌کنیم، در واقع قدمی به عقب در مسیر توسعه‌ی استانمان برداشته‌ایم.

ما باید به این واقعیت اذعان کنیم که نخبگانِ تراز اول، محصولاتِ فرآیندهای طولانی و گاه دشوار هستند. حقیقت این است که در هر قرن، شاید تنها یک یا دو شخصیت در سطح استان ما متولد شوند که بتوانند چنین وزن و اعتبار ملی را کسب کنند. این‌ها فرصت‌هایی هستند که نباید با رفتارهای هیجانی و نگاه‌های محدود، از دست بروند.

حمایت از دکتر تاجگردون، فراتر از یک حمایتِ شخصی، یک ضرورتِ سیاسی و اجتماعی برای استان ماست. حمایت از ایشان، یعنی حمایت از «آگاهی»، «تجربه» و «قدرتِ اثرگذاری» در سطح کشور. این حمایت، نباید تنها در قالب کلام باشد؛ بلکه باید تبدیل به یک جریان فکری شود که به نخبگان بگوید: «ما در پشت شما هستیم و به دستاوردهای شما افتخار می‌کنیم.»

بیایید از این پس، معیار خود را تغییر دهیم. بیایید به جای تمرکز بر نقاط ضعفِ احتمالی، بر ظرفیت‌های عظیم و توانمندی‌های نخبگانی تمرکز کنیم. اگر می‌خواهیم که نام کهگیلویه و بویراحمد در ترازهای اول مدیریتی کشور شنیده شود، باید ابتدا یاد بگیریم که چگونه از داشته‌هایمان محافظت کنیم و چگونه نخبگان خود را نه به عنوان ابزاری برای تقابل، بلکه به عنوان پلی برای اتصال استان به عرصه‌های قدرت و توسعه، بشناسیم.

  • نویسنده : ویسی
  • منبع خبر : امید دنا