در تاریخِ تکاملِ جوامع، مرز میان شکوفایی و زوال، در یک نقطه حساس رقم میخورد: تفاوت میان پرورش دادن و پرواز گرفتن. برخی جوامع با ساختارهای حمایتی، بالهای نخبگان خود را میگسترند تا به اوج برسند، و برخی دیگر، با تیغِ نقدهای بیرحمانه و جریانهای تخریبگر، همان بالها را میچینند. امروز، وقتی در تراز ملی از چهرههایی چون دکتر غلامرضا تاجگردون سخن میگوییم، در واقع با آزمونی بزرگ روبرو هستیم؛ آزمونی که تعیین میکند ما در مسیر نخبهپروری گام برمیداریم یا در دامِ تلخِ نخبهکشی گرفتار شدهایم. این بازخوانی، نه تنها دفاع از یک نام، بلکه بازشناسیِ سرمایههای گمشدهی استان ماست.
آیا افتخارِ یک استان، تنها در مرزهای جغرافیاییاش خلاصه میشود؟ یا زمانی معنا مییابد که نام فرزندان آن در معادلات بزرگ کشوری طنینانداز شود؟ وقتی نخبگانی چون دکتر تاجگردون، فراتر از مرزهای کهگیلویه و بویراحمد، در جایگاههای استراتژیک ملی حضور مییابند، در واقع نبضِ توانمندیِ ما در سراسر کشور میتپد. اما حقیقتِ تلخ این است که گاهی خودمان، با ندانستنِ ارزشِ این پیوند، بر شکافهای داخلی میافتیم. این نوشتار، واکاویِ شکاف میان “افتخار ملی” و “تخریبهای محلی” است؛ دعوتی است برای تغییر نگاه، از تخریب به حمایت، و از نقدِ هیجانی به درکِ استراتژیک.