دوران مسئولیت دکتر رحمانی در کهگیلویه و بویراحمد را میتوان گذار از مدیریت حاشیهمحور به مدیریت راهبردی و ساختارگرا توصیف کرد؛ مدیریتی که با تمرکز بر تخصیص هدفمند بودجه، عدالت اجتماعی، وفاق سیاسی و آیندهنگری، توسعه پایدار استان را در اولویت قرار داده و معیار واقعی ارزیابی آن، پیشرفت پروژهها و رضایت عمومی است، نه حواشی رسانهای.
پایگاه خبری تحلیلی امید دنا، در مسیر تحول هر واحد جغرافیایی، همواره دو نوع مدیریت با هم رقابت میکنند: مدیریتی که درگیر جنجالهای گذرا و حواشی رسانهای است و مدیریتی که با نگاهی کلاننگر، بر ساختارهای زیربنایی و آیندهی استان تمرکز دارد. در استان کهگیلویه و بویراحمد، دوران مسئولیت جناب آقای دکتر رحمانی، نماد بارز گذار از مدیریتِ حاشیهمحور به سمت مدیریتِ هدفمحور، برنامهمحور و توسعهگرا است. اگرچه گاهی تلاشهای رسانهای برای بازنمایی تنشهای لفظی در نشستهای سیاسی، سعی در تغییر جهت افکار عمومی دارد، اما نگاهی واقعبینانه به دستاوردهای ملموس در حوزههای اقتصادی، بودجهای، اجتماعی و سیاسی نشان میدهد که استان در دورانی از ثبات، انسجام و حرکت رو به جلو قرار دارد.
آنچه عملکرد دکتر رحمانی را متمایز میکند، نه مدیریت روزمره، بلکه مدیریت راهبردی است؛ مدیریتی که در آن هر تصمیم، هر تخصیص بودجه و هر اقدام اجرایی، در چارچوب یک نقشه راه بلندمدت برای توسعه استان تعریف میشود. ایشان با درک دقیق از محدودیتها و فرصتهای اقتصادی استان، رویکردی را پیش گرفتهاند که در آن تمرکز اصلی بر اقتصاد زیرساختی، تقویت ظرفیتهای تولیدی و ایجاد بنیانهای پایدار برای رشد است. در این نگاه، بودجه نه ابزاری برای مصرف، بلکه سرمایهای برای آینده است.
۱. مدیریت اقتصادی و بودجهای؛ از تخصیص منابع تا ایجاد زیرساخت توسعه
در پهنه اقتصادی و مدیریت منابع، عملکرد ایشان فراتر از یک مدیریت اجرایی ساده، در سطح یک مدیریت استراتژیک تعریف میشود. دکتر رحمانی با مدیریت هوشمندانه بودجهها، از صرف هزینهها در مسیرهای کوتاهمدت و بیثمر پرهیز کرده و منابع را به سمت پروژههایی سوق دادهاند که ثبات اقتصادی استان را در بلندمدت تضمین میکنند. این دقت نظر در تخصیص منابع، به گونهای بوده که نه تنها در سطح استان، بلکه در سطوح کلان مدیریتی کشور نیز ایشان را به عنوان مدیری توانمند و کارآمد در مدیریت منابع مالی و بودجهای میشناسند؛ مدیری که با نگاهی علمی، ریاضی و شفاف، از اتلاف منابع جلوگیری کرده و آن را به موتور محرک توسعه تبدیل کرده است.
نکته مهم در این رویکرد، توجه به «اولویتهای واقعی» استان است. دکتر رحمانی با پرهیز از پروژههای نمایشی و کماثر، سرمایهگذاریهای استان را به سمت زیرساختهای اساسی، اشتغالآفرینی پایدار، تقویت بخشهای مولد و رفع گلوگاههای اقتصادی هدایت کردهاند. این نوع مدیریت، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت کمتر دیده شود، اما در میانمدت و بلندمدت، آثار آن در سفره مردم، رونق کسبوکار و افزایش اعتماد به مدیریت استان نمایان خواهد شد. ایشان ثابت کردهاند که میتوان با منابع محدود، برنامهریزی هوشمندانه کرد و از هر ریال بودجه، حداکثر ارزش افزوده را برای استان ایجاد کرد.
۲. عدالت اجتماعی و مردممداری؛ پیوند مدیریت با رضایت عمومی
در بُعد اجتماعی، آنچه وجه تمایز دوران ایشان است، ایجاد پیوند عمیق میان مدیریت و رضایت عمومی است. ایشان با درک درست از نیازهای مبرم مردم و توجه به عدالت در توزیع خدمات، توانستهاند از بروز بحرانهای اجتماعی پیشگیری کنند. رویکرد ایشان در حوزه خدمات اجتماعی بر پایه پاسخگویی، شفافیت و مردممداری استوار است؛ به طوری که مردم استان خود را در نزدیکی مدیریت احساس میکنند. این سطح از رضایتمندی اجتماعی، نه از طریق شعارهای تبلیغاتی، بلکه از طریق بهبود کیفیت خدمات، حضور فعال مدیریت در دل مسائل مردمی و توجه به مناطق کمتر برخوردار حاصل شده است.
دکتر رحمانی بهخوبی میدانند که توسعه پایدار بدون عدالت اجتماعی ممکن نیست. از این رو، برنامهریزیهای استان را به گونهای تنظیم کردهاند که توزیع امکانات و خدمات، تنها به مرکز استان محدود نشود و شهرستانها و مناطق روستایی نیز از ثمرات توسعه بهرهمند شوند. این نگاه عدالتمحور، خود بزرگترین پشتوانه برای اجرای برنامههای توسعهای استان است؛ زیرا وقتی مردم احساس کنند مدیریت استان صدای آنهاست و برای رفع مشکلاتشان برنامه دارد، همراهی و مشارکت عمومی افزایش مییابد و سرمایه اجتماعی استان تقویت میشود.
۳. وفاق سیاسی و مدیریت بحران؛ از تقابل به تعامل سازنده
در قلمرو سیاسی و مدیریت بحران، دکتر رحمانی با بهرهگیری از سیاست وفاق، توانستهاند فضای سیاسی استان را از حالت تقابلی و تنشزا به حالت تعاملی و سازنده تغییر دهند. برخلاف تصوراتی که نشستهای سیاسی را میدان جنگ کلمات میبینند، ایشان با رویکردی مقتدرانه و در عین حال منعطف ثابت کردهاند که اختلاف نظر، ابزاری برای رسیدن به حقایق و راهکارهای بهتر است، نه عاملی برای تضعیف مدیریت و ایجاد ناامیدی. ایشان با ایجاد فضایی برای شنیدن نقدها و در عین حال حفظ اقتدار اجرایی، از فروپاشی انسجام سیاسی جلوگیری کرده و مدیریت استان را به سمت همگرایی برای توسعه هدایت کردهاند.
این توانایی در مدیریت تفاوتها، نشان از شخصیت سیاسی برجسته و تجربه بالای ایشان در مواجهه با پیچیدگیهای حکمرانی دارد. مدیریت استان، بهویژه در شرایطی که انتظارات عمومی و مطالبات منطقهای بالا است، نیازمند توانایی ایجاد تعادل میان مطالبات مختلف، حفظ انسجام و جلوگیری از حاشیهسازی است. دکتر رحمانی با درک این واقعیت، نهتنها از تنشهای سیاسی عبور کردهاند، بلکه از دل تفاوتها، ظرفیت جدیدی برای همکاری و وفاق ایجاد کردهاند. این رویکرد، الگویی برای مدیریت سیاسی استانهای چندقومیتی و متنوع است.
۴. آیندهنگری و برنامهریزی ساختاری؛ ترسیم افق توسعه
یکی از مهمترین وجوه مدیریت دکتر رحمانی، آیندهنگری و تمرکز بر برنامهریزی ساختاری است. ایشان بهجای مدیریت واکنشی و روزمره، بر طراحی نقشه راه توسعه استان تمرکز کردهاند. در این نگاه، توسعه تنها ساخت پل و جاده نیست؛ بلکه ایجاد زیرساختهای اقتصادی، تقویت سرمایه انسانی، حمایت از تولید و اشتغال، بهبود خدمات عمومی و ایجاد اعتماد میان مردم و حاکمیت است. برنامهریزی ایشان بر پایه شناخت دقیق از ظرفیتهای استان، شناسایی مزیتهای نسبی و رفع موانع ساختاری استوار است.
این آیندهنگری باعث شده است که مدیریت استان، از تصمیمگیریهای هیجانی و کوتاهمدت فاصله بگیرد و به سمت سیاستهای پایدار حرکت کند. ثبات در تصمیمگیری، شفافیت در تخصیص منابع و اولویتبندی صحیح پروژهها، از نشانههای بارز این رویکرد است. ایشان باور دارند که توسعه استان، یک پروژه ملی و جمعی است و باید با همکاری همه ظرفیتها، از مسئولان تا نخبگان و مردم، پیش برود. این نگاه جامع، مدیریت استان را از سطح یک اداره اجرایی به سطح یک نهاد راهبردی برای توسعه ارتقا داده است.
۵. پاسخ به حواشی؛ حقیقت در عمل، نه در کلمات
در مجموع، اگر بخواهیم تصویری از این دوران ترسیم کنیم، با مدیریت یک استاندارِ تمامعیار روبهرو هستیم که توانسته است ابعاد مختلف حکمرانی را به شکلی هماهنگ در کنار هم قرار دهد. از ثبات بودجهای گرفته تا پویایی اجتماعی و وفاق سیاسی، همگی در یک جهت قرار دارند: شکوفایی کهگیلویه و بویراحمد. لذا هرگونه تلاش برای بازنمایی حواشی و تقلیل عملکرد ایشان به بحثهای لفظی، تنها نوعی سوءبرداشت از واقعیتهای پیشرفت است؛ چراکه حقیقت موجود، نه در کلمات، بلکه در پیشرفت پروژهها، رضایت مردم و اقتدار مدیریت در برابر چالشها نهفته است.
دکتر رحمانی نشان دادهاند که مدیرِ حواشی نیست؛ مدیرِ ساختارها، برنامهها و آینده است. عملکرد ایشان، گواهی است بر اینکه میتوان با تکیه بر عقلانیت، شفافیت، عدالت و وفاق، استان را از مسیر تنشهای گذرا به مسیر توسعه پایدار هدایت کرد. آنچه امروز در کهگیلویه و بویراحمد در حال شکلگیری است، نه یک مدیریت موقت، بلکه یک بنیان ساختاری برای آیندهای روشن است؛ آیندهای که در آن توسعه، عدالت، اشتغال، رضایت عمومی و انسجام سیاسی، در یک مسیر هماهنگ پیش میروند. حمایت از این رویکرد، حمایت از توسعه پایدار استان و آینده نسلهای بعدی است.
- منبع خبر : امید دنا




























